چندهمسری

چندهمسری وضعیتی است که در آن زن یا مرد بیش از یک همسر دارند.

در بسیاری از جوامع اروپایی، زندگی زناشویی فقط به صورت تک‌همسری است و مرد یا زن به‌طور قانونی نمی‌توانند در یک زمان با بیش از یک نفر ازدواج کنند. اما چندهمسری هنوز جایگاه خود را در بسیاری از جوامع و فرهنگ‌ها حفظ کرده است.





چندزنی حالتی است که در آن مرد در یک زمان با چند زن ازدواج کند. چندشوهری حالتی است که زن به طور هم‌زمان دو شوهر یا بیشتر داشته باشد. چندهمسری در مسیحیت ممنوع است؛ در حالی که در هندوگرایی، یهودیت و اسلام، چندزنی با شرایط خاص جایز شمرده می‌شود.






نظرات مخالفان چندهمسری

افراد مخالف با چند همسری عقیده دارند که تنها می توانند با یک نفر رابطه ی عاطفی و زناشویی داشته باشند . شوهر آن ها متعلق به آن هاست مگر آنکه طلاق جاری شود . مرد نمی تواند اعتدال بیبن چند همسر را رعایت کند .






نظرات موافقان چند همسری

افراد موافق چند همسری عقیده دارند که اگر مردی از لحاظ مالی متمکن باشد ، می تواند در صورت اجازه همسر اول ، همسری دیگر برگزیند . دلایل آن ها می تواند به تامین مالی زنان فقیر ، اجتناب از رابطه ی عاطفی خارج از محیط زناشویی و غیره می باشد . همچنین موافقان چند همسری این عقیده را دارند که دارا بودن 2 همسر یا بیشتر ، به مراتب بهتر از داشتن یک همسر و روابط پنهان با زنان دیگر و یا به عبارت داشتن دوست دختر می باشد .






وضعیت حقوقی

آمریکا

چندهمسری در ایالات متحده آمریکا غیرقانونی است.







خاورمیانه

«چندهمسری» در اسرائیل غیرقانونی است. در قوانین ایران «چندزنی» برای ۴ همسر همزمان دائم و بی‌نهایت همسر موقت به رسمیت شناخته شده اما چندشوهری ممنوع است.






چندزنی

«هوو» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر هوو (ابهام‌زدایی) را ببینید.

چندزنی نوعی از ازدواج چندهمسری است که در آن یک مرد در یک‌زمان با بیش از یک زن ازدواج کرده باشد.






رواج و ممنوعیت

چندزنی در دوران قدیم در سرزمین‌های فلسطین، چین، ایران، هند، اندونزی، مالزی، هند، یونان، آفریقا و آمریکا رواج داشته است. چندزنی همچنین در پادشاهی مغول و در خلافت اسلامی رایج بوده است.

چندزنی در یهودیت، هندوگرایی، اسلام و بوداگرایی جایز شمرده شده است؛ در حالی که در مسیحیت و بهاییت ممنوع است.

امروزه، چندزنی در بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، تایوان، روسیه، انگلستان، آمریکا، ترکیه و تونس ممنوع است.






هوو

هوو به زنی اشاره دارد که همسرش با زن یا زنان دیگری نیز ازدواج کرده‌است. چنین اصطلاحی در وضعیت چندزنی به کار می‌رود. دو زن که در نکاح یک مرد می‌باشند، هریک دیگری را هوو خوانند. این کلمه همچنین با گسترش معنایی، برای اشاره به «رقیب» نیز به کار می‌رود.







چندشوهری

چندشوهری حالتی از چندهمسری است که در آن، زن به طور هم‌زمان بیش از یک شوهر داشته باشد.

چندشوهری بسیار کم‌تر از چندزنی معمول است. در گذشته، در نپال، مغولستان و نیز در عربستان پیش از اسلام؛ چندشوهری وجود داشته است. در چندشوهری پدر خونی فرزند مشخص نمی‌شده‌است. چندشوهری، امروزه در بین توداهای جنوب هند و تبت وجود دارد.

چندشوهری در اسلام، یهودیت، مسیحیت، هندوگرایی، بوداگرایی، آیین زرتشت، و دین بهایی جایز دانسته نمی‌شود.






جامعه‌های نمونه‌

در تبت، چند شوهری پذیرفته است. برادر ها با یک زن ازدواج می کنند و فرزند حاصل از این ازدواج، زمین را به ارث می برد. لغت چند شوهری زمانی که این شوهر ها همه برادر باشند به چند شوهری برادرانه ( Fraternal Polyandry) تغییر نام می دهد. چند شوهری در تبت رواج پیدا کرد و بهترین مثال و رخدادی است که بصورت زنده در سنت چند شوهری اتفاق می افتد.

شواهدی مبنی بر منع چند شوهری در Lagash و شهر سومریان در ۲۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح وجود دارد. در متون حماسی هندی، Mahabharata (مهاباراتا سروده‌ای حماسی از سده پنجم یا ششم پیش از میلاد به زبان سانسکریت است. مهاباراتا با بیش از یکصدهزار بیت بلندترین سروده جهان است. کار نوشتن آن تا سده سوم یا چهارم میلادی ادامه یافته‌است.) دیده می شود. برخی از تاریخدانان موضوع این سروده‌ها را الهام‌گرفته از نبرد میان مردمان آریایی و دراویدی در هزاره دوم پیش از میلاد می‌دانند. مهاباراتا در قدیم با نام رزمنامه به توصیف زنی به نام دراوپادی Draupadi می پردازد که با ۵ برادر ازدواج کرده است.

مثل سنت بقیه فرهنگ ها، چند شوهری در تبت سازگار با چالش های جغرافیایی منطقه است. در کشوری با زمین های زراعی بسیار محدود، روش چند شوهری از تعداد به ارث برندگان زمین می کاهد. زنان به دلیل محدودیت زمین، فرزندان کمتری می آورند. همچنین در این روش زمین در همان خانواده باقی می ماند.

ازدواج چندین برادر با یک زن، باعث می شود تا برادر ها همه با هم بر سر یک زمین کار کنند و پسر های بیشتری برای کار کردن روی زمین به دنیا بیاورند. این عمل باعث می شود که بطور مثال اگر مردی از خانواده نیاز داشت که به مسافرت برود- به هدف تجارت- شوهر دیگر با خانواده می ماند و از آنها و زمین مواظبت می کند. چند شوهری هم اکنون در تبت خلاف قانون است، اگر چه هنوز هم گاهی اوقات این کار انجام می شود.






تک‌همسری
تک کامی تک‌همسری یا تک زامی یکی از گرایش‌های جفت‌گیرانه در انسان و دیگر جانوران است و در تقابل با چندهمسری قرار می‌گیرد.






تعریف دقیق

اصطلاح تک‌همسری خود تفسیربردار است. برای نمونه توان پرسیدن که آیا شخص با داشتن زنان صیغه‌ای (متعه) همچنان تک‌همسر محسوب می‌شود یا نه. یکی از تعریف‌های تک‌همسری که تا حد زیادی نزد اهل فن مقبول است، چنین است: «تک‌همسری وابستگی و رابطهٔ جفتگیرانهٔ اساساً اختصاصی و طولانی‌مدت میان یک نر و یک ماده‌است.» در کل، نه تک‌همسری و نه چندهمسری هیچ‌یک اشاره به یکی رابطهٔ ایستا و فرهنگانه ناوردا نمی‌دارند. مثلاً اندر جامعه‌ای که چندهمسری را تابو می‌دانند، یکی رفتار دیده توان شدن که آن را «تک‌همسری زنجیره‌ای» خوانند. در تک‌همسری زنجیره‌ای، شخص (معمولاً مذکر)، اندر زمان تنها یک جفت/همسر می‌دارد، لیک معمولاً پس از جندی جفت/همسر را وانهاده اندر پی همسری بهتر/جوان‌تر می‌رود. به علاوه، افتد که جفت‌های تک‌همسری، با یک‌دگر غدر کنند. خیانت به همسر فرایندی‌است که حتی در مرغان هم دیده می‌شود. نیز از همین روست که قید «اساساً» پیش از صفت «اختصاصی» در تعریف تک‌همسری آمده‌است.

همیدون در جامعه‌ای چندزنی همهٔ مردان چندین زن نمی‌دارند، اصلاً از دیدی آماری چنین امری ناممکن است چرا که به‌تقریب در شرایط عادی، تعداد مردان و زنان مساوی‌است. پس اگر برخی مردان چندین زن بدارند برخی دیگر مردان بی‌همسر می‌مانند.






تک‌همسری در جامعه‌های انسانی

در جامعه‌های انسانی تک‌همسری ممکن است تحمیل‌شدهٔ زیست‌بوم یا تحمیل‌شدهٔ اجتماع باشد. در تک‌همسری تحمیل‌شدهٔ زیست‌بوم، اوضاع زیست‌محیطی داشتن بیشتر از یک همسر را نامقدور می‌سازد. یعنی به علت سختی اوضاع کسی استطاعت داشتنِ بیشتر از یک همسر (با فرض اینکه همسر بیشتر نان‌خور است تا نان‌آور) نمی‌دارد. در تک‌همسری تحمیل‌شده بر دست اجتماع، مجموعهٔ قانون‌ها سنت‌ها یا مذهب و به بیان کلی‌تر عوامل بازدارندهٔ فرهنگی-اجتماعی-مذهبی مانعی بر سر گرفتن چند همسر است.





مرد
مرد یک انسان مذکر است. اصطلاح مرد برای یک انسان مذکر بالغ استفاده می‌شود و زمانی که انسان مذکر بالغ نشده یا نوجوان است وی را در اصطلاح پسر یا آقاپسر خطاب می‌کنند.






بیولوژی و جنس

نشانه‌های بلوغ جنسی در پسرها، عبارتند از:

رشد بیضه، ترشح هورمون‌های جنسی و افزایش تولید اسپرم
رشد آلت تناسلی
رویش موی صورت (ریش و سبیل)
رویش موی زهار در پائین شکم و کنار اندام‌های جنسی
رویش مو در زیر بغل و سایر بخش‌های بدن
تغییر در صدا و بم شدن آن
رشد فیزیکی بدن و تغییرات جسمانی دیگر







ویژگی‌های فیزیکی

مردان به صورت ژنتیکی و در گوناگونی‌های آماری، نسبت به زنان از بدنی عضلانی و قوی‌تر برخوردار هستند. تفاوت‌های کلی فیزیکی مردان شامل داشتن قدی بلندتر، تراکم استخوانی بیشتر و بدنی عضلانی‌تر است.






سیستم تناسلی
به آلت تناسلی مردانه کیر (نری یا ذَکَر) گفته می‌شود. در زیر آلت تناسلی مردانه بیضه (خایه یا تخم) قرار دارد. در آلت تناسلی مردانه اغلب نواحی حساسی وجود دارند که تحریک آنها باعث تحریک فرد می‌گردد. در اوج لذت جنسی ارگاسم از آلت تناسلی مرد منی و یا اسپرم خارج می‌شود که در صورت ریخته شدن آن در فرج زن و عدم جلوگیری می‌تواند باعث حاملگی در زن بشود. از آلت تناسلی به جز تماس جنسی، برای دفع ادرار نیز استفاده می‌شود.






خصوصیات کروموزمی

از خصوصیات کروموزوم‌های انسانهای عادی، دارا بودن ۲۲ جفت کروموزوم غیر جنسی و ۱ جفت کروموزوم جنسی می‌باشد. کروموزوم‌های جنسی مردان طبیعی از یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y و با این دو کروموزوم تعداد کروموزوم‌ها به ۴۶ عدد می‌رسد.






بیماری‌ها

به طور کلی بیماریهای مردان از زنان بیشتر است. در مقایسه با زنان، مردان بیماری مخصوص مردانه بیشتری دارند، برای مثال سرطان پروستات یک نوع از سرطان است که فقط مردان به آن مبتلا می‌شوند و عمدتاً عمر کمتری نسبت به زنان را دارا می‌باشند.






مشخصات جنسی
هورمون جنسی

هورمونی که عامل رویش و رشد موها می‌باشد تستوسترون نامیده می‌شود. این هورمون در بدن هر دو جنس وجود دارد ولی به دلیل نسبت حدوداً ۵۰:۱ آن در مردان، هورمون مردانه نام گرفته‌است.






در فرهنگ

در بسیاری از فرهنگ ها، مرد وظیفه اصلی را در تامین درآمد یک خانواده دارد و در جوامع سنتی به عنوان رییس و تصمیم گیرنده اصلی در خانواده به حساب می آید. در اکثرفرهنگ های سنتی و نیمه سنتی، مرد وظیفه رهبری و مدیریت را در خانواده داراست.

واژه مردانگی در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی ، هم‌سنگِ جوانمردی و فتوت است و مصادیق دلاوری و شجاعت، عدالت‌ورزی ، حق‌طلبی ، ظلم‌ستیزی و حمایت از ستمدیدگان و ضعیفان را نیز با خود دارد.





زن

به انسان ماده یا مؤنث زن گفته می‌شود. واژهٔ دختر معمولاً برای افراد جوان یا نابالغ به کار برده می‌شود و در مقابل آن، واژه زن یا خانم (عنوان محترمانه تر) برای افراد بالغ استفاده می‌شود. البته واژهٔ زن یک عبارت عمومی برای اشاره به انسان مؤنث است مانند «حقوق زنان».

به طور معمول یک زن بالغ، توانایی بارداری و زادن دارد. زن جوان ازدواج نکرده را دوشیزه و زن ازدواج کرده را زن متأهل یا بانو خطاب می‌کنند. به زنی که دارای فرزند شده‌است، مادر گفته می‌شود.






ریشه‌شناسی

واژهٔ زن در زبان پهلوی ژن، در اوستا و هندی باستان جنی و در انگلیسی باستان wifman به معنی «انسان مونث» بوده‌است (در برابر werman به معنی انسان مذکر) در آن دوران Man و mann معنی خنثی داشت و فقط نوع انسان را خطاب قرار می‌داد.

نمادی که برای سیارهٔ ناهید (ونوس در نام غربی) در نظر گرفته شده همان نماد جنسیت زن است و آن نیز شکلی نمادین از آینهٔ در دست ونوس خدای روم باستان است. این نماد از یک دایره و یک بعلاوهٔ (صلیب) کوچک در زیر آن ساخته شده‌است. در یونی‌کد هم این نماد پذیرفته شده‌است. همچنین نماد ونوس نماد زنانگی و رفتار زنانه نیز است. در شیمی دوران باستان عنصر مس نیز همین نماد را داشت. در آن زمان دایرهٔ بالای نماد نماد روح و بعلاوهٔ زیر آن نماد ماده در فیزیک بود.

واژه «بانو»، در کتیبه‌های ساسانی و ادبیات زردشتی فارسی میانه، در لقب بعضی از ایزد زنان هند و ایرانی و همراه نام همسران شاهان، امیران و بزرگان دربار دیده می‌شود. در ادبیات فارسی، بویژه در منظومه‌هایی مانند شاهنامه، ویس و رامین و خسرو و شیرین، به معنی زن بزرگ و ملکه کاربرد فراوان دارد. قدیمی ترین کاربرد این عنوان در یکی از الواح تخت جمشید به خط عیلامی بصورت ba-nu-ka (احتمالاً با تلفظ بانوکا در لوحه شماره ۱۷۰۸) است که ظاهراً عنوان ملکه آتوسا (Hutaosa، هوتس) دختر کورش، همسر داریوش و مادر خشایارشا بوده است. در فارسی میانه و پارتی بصورت «بانوگ» دیده می‌شود. چندین بار در "کتیبه شاپور اول در کعبه زردشت"، در عنوان زنان دربار و به عنوان لقب ناهید، ایزدبانوی نگهبان آب، آمده است.






آغاز بزرگسالی
زنانگی (به انگلیسی: Womanhood) دوره‌ای است که یک دختر (انسان مونث) دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر می‌گذارد معمولاً دختری که پا به ۱۸ سالگی می‌گذارد جوان دانسته می‌شود. بلوغ جنسی معمولاً از سن ۱۰ سالگی آغاز می‌شود و در ادامهٔ آن در ۱۲، ۱۳ سالگی نخستین عادت ماهانه روی می‌دهد. در برخی شاخه‌های مسیحیت و در دین‌های اسلام و یهود برای دختران جشن تکلیف می‌گیرند. این آیین در یهودیت، بر میتسوا و بت میتسوا نام دارد. حتی اگر قرار نباشد این آیین به طور ویژه بر‌گزار شود ممکن است جشن تولد یک سال میان ۱۲ تا ۲۱ سالگی را با لباس‌های ویژه به صورت ویژه جشن بگیرند. مانند کویینسس در آمریکای لاتین.






جایگاه اجتماعی زنان
در ایران

آیین زرتشتی، آشکارا برابری میان زن و مرد را اعلام کرده‌است. منابع بسیار کم و محدودی دربارهٔ وضعیت زنان در دوران باستان بجای مانده‌است اما آنچه از گل نوشته‌های تخت جمشید بدست آمده نشان می‌دهد که زنان مانند مردان در اجتماع حضور داشته‌اند، کار می‌کردند و از دستمزد برابر با مردان برخوردار بوده‌اند. در دوران حکومت ساسانیان، دو پادشاه زن، فرمانروایی کرده‌اند.






در یونان باستان

در آن دوران زنان اجازهٔ یادگیری هنرهای رزمی را نداشتند درنتیجه نمی‌توانند در دفاع از شهر نقشی داشته باشند. همچنین دختران در نزد مردم نسبت به پسران بسیار غیرمفید دانسته می‌شدند برای همین بیشتر دیده می‌شد که خانواده‌ها فرزندان دختر خود را بر سر راه بگذراند و آن‌ها را در طبیعت رها کنند و یا حتی به عنوان برده بفروشند که البته این کار در مورد پسران بسیار کمتر دیده می‌شد. ژان استوبه (سدهٔ پنجم) در مجموعهٔ خود دربارهٔ یونان باستان گفته‌است که دستور کار جا افتاده در ذهن مردم چنین بود: «اگر پسردار شدیم، همیشه آن را بزرگ می‌کنیم و نگه می‌داریم، حتی اگر ندار (فقیر) باشیم، ولی دختر، آن را بر سر راه می‌گذاریم، حتی اگر دارا (ثروتمند) باشیم» اگر هم فرزند دختری نگه داشته می‌شد و بر سر راه گذاشته نمی‌شد، باز همچنان از بهداشت و توجه کمتری برخوردار بود.

حس بیزاری و نفرتی که در آن دوران نسبت به زنان وجود داشت باعث شده بود که آن‌ها اجازهٔ ورود در کارهای فکری در جامعه را نداشته باشند. سمونید آمورگُس (Sémonide d'Amorgos) در جای دیگر در اشاره به آفرینش پاندورا به دستور زئوس می‌گوید: «این زئوس بود که بدترین چیز ممکن را آفرید: زنان!»

با وجود تمام این محدودیت‌ها استثناهایی در پزشکی، فلسفه و ریاضیات (مکتب فیثاغورسی) وجود داشت. برای نمونه می‌توان از تئانو فیلسوف و ریاضی دان یونانی پیرو مکتب فیثاغوری که در سدهٔ ششم پیش از میلاد زندگی می‌کرد، نام برد.

در میان اسپارت‌ها شرایط جور دیگری بود، در این سرزمین اگر نگوییم زنان با مردان برابر بودند دست کم می‌توان با اطمینان به نقش‌های درخور توجه آن‌ها در جامعه اشاره کرد. در آنجا زنان از آموزش بهره مند می‌شدند و می‌توانستند موسیقی، رقص، آمادگی جسمانی، ورزش‌های پا و مهارت‌های نظامی مانند پرتاب نیزه، پرتاب دیسک و... را فرابگیرند. در آن سرزمین دیده شدن زنان سوار بر اسب و یا در حال یادگیری فنون نظامی بسیار معمول و پذیرفته شده بود (نگاه کنید به آموزش‌های اسپارتیان).

اسپارتیان بر این باور بودند که تنها زنان محکم و نیرومند می‌توانند فرزندانی نیرومند در آینده داشته باشند. این باور بدنهٔ جامعهٔ اسپارتیان بود.






در روم باستان

در آن دوران در روم باستان نقش زنان در جامعه با توجه و نسبت به مردان تعیین می‌شد و می‌توان آن‌ها را به سه دسته تقسیم کرد:

دختر جوان یا puella، virgo:
همسر یک مرد یا uxor، conjux:
مادر یک خانواده یا matrona, materfamilias:
11:21 pm
الگوریتم
خوارزمی یا الگوریتم (نسبت: الگوریتمی، خوارزمیک)مجموعه‌ای متناهی از دستورالعمل‌ها است، که به ترتیب خاصی اجرا می‌شوند و مسئله‌ای را حل می‌کنند. به عبارت دیگر یک الگوریتم، روشی گام به گام برای حل مسئله است. شیوه محاسبه معدل در مدرسه، یکی از نمونه‌های الگوریتم است.






خصوصیات یک الگوریتم
تمام الگوریتم‌ها باید شرایط و معیارهای زیر را دارا باشند:

ورودی:

یک الگوریتم باید هیچ یا چندین پارامتر را به عنوان ورودی بپذیرد؛

خروجی:

الگوریتم بایستی حداقل یک کمیت به عنوان خروجی (نتیجه عملیات) تولید کند؛

قطعیت:

دستورات الگوریتم باید با زبانی دقیق، و بی‌ابهام بیان شوند. هر دستورالعمل نیز باید انجام‌پذیر باشد. دستورهایی نظیر «مقدار ۶ یا ۷ را به x اضافه کنید» یا «حاصل تقسیم پنج بر صفر را محاسبه کنید» مجاز نیستند؛ چرا که در مورد مثال اول، معلوم نیست که بالاخره چه عددی باید انتخاب شود، و در خصوص مثال دوم هم تقسیم بر صفر در ریاضیات تعریف نشده‌است.

محدودیت:

الگوریتم باید دارای شروع و پایان مشخصی باشد، به نحوی که اگر دستورات آن را دنبال کنیم، برای تمامی حالات، الگوریتم پس از طی مراحل شمارا و متناهی خاتمه یابد. به علاوه، زمان لازم برای خاتمه الگوریتم هم باید به گونه‌ای معقول، کوتاه باشد.





ریشه واژهٔ الگوریتم

واژه الگوریتم از نام ریاضیدان و ستاره‌شناس و جغرافی‌دان نامی ایرانی، ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی (الخوارزمی)، گرفته شده است، که در خوارزم زاده شد و در دانشگاه «بیت الحکمه» بغداد به اوج شهرت رسید. خوارزم یکی از شهرهای «ایران بزرگ» بود، که امروزه در ازبکستان واقع شده است و خیوه نام دارد. رساله‌ای که خوارزمی در قرن ۹ میلادی به عربی نگاشته بود، در قرن ۱۲ به لاتین با نام "Algoritmi de numero Indorum" ترجمه شد؛ یعنی "[کتابی بدست]«الگوریتمی» در مورد اعداد هندی"، که «الگوریتمی» نام الخوارزمی بود که مترجم آن را در تبدیل به لاتین چنین آورده بود. در قرن ۱۳ میلادی واژه الگوریسموس(algorismus) به معنای «سیستم شمارش عربی (دهدهی)» (یعنی اعداد ۱ تا ۹ به علاوه صفر، و نیز مفهوم اعشار) بود؛ که هنوز هم یکی از معانی واژه الگوریسم(algorism) است. معنای دیگر الگوریسم «حساب کردن با کمک اعداد عربی» است؛ یعنی فن انجام أعمال حسابی پایه، مانند جمع و ضرب، با قرار دادن اعداد در زیر هم و إعمال قواعدی خاص، که جایگزین به کارگیری اعداد رومی و استفاده از چرتکه شد. حتی روش انجام دستی تقسیم و جذر گرفتن (رادیکال) هم الگوریسم نامیده می‌شود. در قرن ۱۹ این کلمه در فرانسوی به algorithme تغییر شکل پیدا کرد، البته معنایش ثابت ماند. طولی نکشید که این کلمه به شکل algorithm وارد زبان انگلیسی شد؛ ولی فقط در اواخر قرن ۱۹ میلادی بود که معنای عام‌تر امروزی‌اش را یافت، و به «هر مجموعه قواعدی برای انجام یک رویه محاسباتی یا روال رایانه‌ای به کار رود» الگوریتم گفته شد.

تبدیل نام الخوارزمی به الگوریسم و سپس الگوریتم احتمالا تحت تأثیر واژه یونانی arithmos (به معنای عدد) و arithmetic (به معنای محاسباتی) بوده است. برخی منابع هم کلمه لگاریتم را هم در تبدیل الگوریسم و الگوریتم بی تأثیر ندانسته‌اند.





نقش الگوریتم‌ها در علوم رایانه
در علوم رایانه، یک الگوریتم را یک روال محاسباتی خوش‌تعریف می‌دانند، که مقدار یا مجموعه‌ای از مقادیر را به عنوان ورودی (Input) دریافت کرده و پس از طی چند گام محاسباتی، ورودی را به خروجی (Output) تبدیل می‌کند. بجز این، الگوریتم را ابزاری برای حل مسائل محاسباتی نیز تعریف کرده‌اند.ساخت و طراحی الگوریتم مناسب در مرکز فعالیت‌های برنامه‌سازی رایانه قرار دارد. یک برنامه رایانه‌ای، بیان یک یا چند الگوریتم با یک زبان برنامه‌نویسی است.






مفهوم الگوریتم

مفهوم الگوریتم را معمولاً با تشبیه به دستور آشپزی توضیح می‌دهند. مثلاً اگر بخواهیم آبگوشت درست کنیم (عمل مورد نظر) با فرض اینکه مواد خام را داریم (حالت اولیه) مراحل مشخصی را باید طبق دستور آشپزی طی کنیم (دستورالعمل‌ها) تا به آبگوشت آماده (حالت پایانی) برسیم. البته الگوریتم‌ها معمولاً پیچیده‌تر از این هستند.

الگوریتم گاه دارای مراحلی است که تکرار می‌شود (در مثال آبگوشت مثلاً چند بار باید نمک زد یا آب اضافه کرد) و یا در مرحله‌ای نیازمند تصمیم‌گیری است (اگر نمک کافی است دیگر نمک نمی‌زنیم، اگر کافی نیست نمک می‌زنیم).

اگر الگوریتم برای عمل مورد نظر مناسب نباشد و یا غلط باشد به نتیجه مورد نظر نمی‌رسیم. مثلاً اگر الگوریتم آبگوشت را با مواد اولیه کباب انجام دهیم واضح است که به آبگوشت نمی‌رسیم.

باید بدانیم برای هر الگوریتم تعریف متغیرها و طراحی مرحله به مرحله بسیار مهم است. زیرا الگوریتم باید بداند بر روی چه متغیر‌هایی، چه اعمالی را انجام دهد و نتیجه را در غالب چه متغیرها یا پارامتر‌هایی نشان دهد.






مقدمه‌ای بر تحلیل الگوریتم
معمولاً برای حل یک مسئله، روش‌ها و الگوریتم‌های گوناگونی وجود دارند؛ یک الگوریتم ممکن است عمل مورد نظر را با دستورات مختلف در مدت زمان و یا کار کمتر یا بیشتری نسبت به الگوریتم دیگر انجام دهد. به همین دلیل، انتخاب الگوریتم مناسب و کارا اهمیت زیادی در موفق بودن و کارایی برنامه رایانه‌ای دارد. الگوریتم‌ها به عنوان یک فناوری مطرح هستند

و دانشمندان آنها را طراحی، تحلیل، و مطالعه می‌کنند. مطالعه الگوریتم‌ها زمینه‌های متعددی را در بر می‌گیرد. در زیر به چند نمونه اشاره می‌کنیم که می‌توان آنها را چرخه حیات یک الگوریتم نامید.

الف) طراحی الگوریتم ها:روش‌های مختلفی برای طراحی الگوریتم‌ها وجود دارد که عبارتند از:روشهای تقسیم و غلبه، روش‌های حریصانه، روش‌های برنامه نویسی پویا، روش‌های پسگرد و روش‌های انشعاب و تحدید.

ب) معتبر سازی یا اثبات درستی الگوریتم‌ها:بعد از طراحی باید اثبات شود که الگوریتم مزبور درست است. الگوریتمی درست است که به ازای هر ورودی مناسب خروجی صحیحی بدهد. اثبات درستی الگوریتم‌ها به اثبات قضایا در ریاضی می‌ماند و مرحله بسیار مهمی در زمینه مطالعه الگوریتم‌ها است

ج) تحلیل الگوریتم ها (تحلیل مقدم، ارزیابی کارایی الگوریتم‌ها):یک الگوریتم در زمان اجرا از cpuی کامپیوتر برای اجرای دستورالعمل‌ها و از حافظه برای ذخیره سازی برنامه و داده‌ها استفاده می‌کند تحلیل یک الگوریتم مشخص می کند که الگوریتم در زمان اجرا چه مدت زمان از cpuبرای اجرای دستورالعمل (پیچیدگی زمانی) و چه مقدار از حافظه (چه اصلی و چه جانبی) برای ذخیره سازی برنامه و داده ها (پیچیدگی فضایی) نیاز دارد.

د) پیاده سازی الگوریتم‌ها:پیاده سازی یک الگوریتم نوشتن آن به زبان برنامه نویسی خاص است که معمولا بعد از تحلیل مقدم آن صورت می‌گیرد و نام برنامه به آن اطلاق می‌شود.

ه) تست برنامه:تست یک برنامه شامل1:اشکال زدایی و 2:تحلیل موخر (اندازه گیری کارآیی) است. اندازه گیری کارآیی عبارت است از فرآیند اجرای الگوریتم صحیح بر روی داده‌های نمونه گیری شده برای به دست آوردن زمان و حافظه مورد نیاز توسط کامپایلر. زمان اجرای یک الگوریتم به پارامتر‌های مختلفی بستگی دارد که از جمله می‌توان به نوع دستورالعمل‌ها (دستورالعمل‌های جمع، ضرب، نوشتن، خواندن، شرطی و...)کامپایلر مورد استفاده، زبان برنامه نویسی، سخت افزار به کار رفته و پارامتری مثل nکه می‌تواند معرف تعداد ورودی‌ها و خروجی‌ها و یا هر دو باشد اشاره کرد

تحلیل الگوریتم‌ها رشته‌ای است که به بررسی کارایی الگوریتم‌ها می‌پردازد. تحلیل الگوریتم‌ها یعنی پیش‌بینی منابع مورد نیاز برای اجرای یک الگوریتم، همچون: حافظه، پهنای‌باند ارتباطی، سخت‌افزار، و از همه مهمتر، زمان.
کارایی یا پیچیدگی هر الگوریتم را با تابعی نشان می‌دهند که تعداد مراحل لازم برای اجرای الگوریتم را برحسب طول داده ورودی، یا میزان محل‌های لازم حافظه را بر حسب طول داده ورودی نشان می‌دهد.





جنبه حقوقی
در بعضی کشورها، مثل آمریکا اگر تعبیه فیزیکی الگوریتمی ممکن باشد (برای مثال، یک الگوریتم ضرب که می‌شود آن را در واحد محاسبهٔ یک ریز پردازنده تعبیه کرد) می‌شود آن الگوریتم را به ثبت رساند.
ساعت : 11:21 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
الگوریتم | next page | next page